این داستان به سبک مدرن با زاویه ی دید اول شخص به رشته تحریر در آمده است. زبان داستان ساده، روان و خوش خوان است. سوژه ی داستان خوب است و داستان کشش خوبی دارد. درونمایه ی این داستان در مورد مشکلات اجتماعی و خیانت در زناشویی است. داستان شروع خوب و ریتم زیبایی دارد و خواننده را به خود جذب می کند. کارکتر داستان خانمی است که از دل آزاردگی های گذشته رنج می برد، داستان از جایی فلش بگ می خورد به گذشته و خواننده با گذشته ی این خانم بیشتر آشنا می شود. از ویژگی های خوب داستان این است که نویسنده در این داستان از عنصر تناقض بهره برده است. زن داستان مجری رادیو هست و باید هر روز مثبت و شاد صحبت کند در حالی که این زن در زندگی و عشق شکست خورده و چهره ی تیره و زشت زندگی را حس کرده و درونش پر غم و ناکامی است. این تناقض خیلی خوب در داستان نشسته و باعث جذابیت داستان شده است. نویسنده از نمادهایی چون دست اندازها، چاله های خیابان، بوق ماشین ها و غیره استفاده کرده که باعث شده روزمرگی های زندگی یک خانم را بسیار خوب نشان بدهد. داستان پتانسیل خوبی دارد. شروع ، میانه و پایان خوب است. در مجموع داستان خوب و قابل قبولی است. پایان بندی داستان شوکه کننده و غیر قابل پیش بینی است. انجمن ادبیات داستانی دریچه برای این نویسنده ی گرامی، آرزوی موفقیت روز افزون دارد.