انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : گل کلم سبز

از کتاب : .

نوشته : لارا واپنير

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۰۲ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:473

تعداد دیده شده فایل :256

تعداد دانلود شده فایل :101

شروع شده با: - ايناهش، اينم يکي ديگه، آورديش خونه و ولش کردي رفتي. شوهر نينا اين جمله را معمولاً وقتي يک بوته گل کلم پلاسيده و زرد در گوشه و کنار يخچال پيدا مي‌کرد مي‌گفت. گل کلم را با دو انگشت دور از خودش نگه مي‌داشت و صورت زيبايش را طوري کج و کوله مي‌کرد که انگار بوي بدي مي‌داد. نينا سرخ مي‌شد. گل کلم را از دست او مي‌گرفت، توي سطلِ آشغال مي‌انداخت و عذر مي‌خواست که چون همه هفته گرفتار بوده وقت نکرده غذا بپزد. ...