انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : بچه‌ي تُخص

از کتاب : .

نوشته : آنتوان چخوف

تاریخ انتشار : دوشنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۲۲ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:451

تعداد دیده شده فایل :235

تعداد دانلود شده فایل :139

شروع شده با: ايوان ايوانيچ لاپكين، جواني آراسته و خوش قيافه، و آناسيميونونا زامبليتسكايا دختري جوان با بيني كوچك فندقي، از ساحل شيبدار سرازير شدند و روي نيمكتي نشستند. نيمكت، درست بر لب رودخانه، در محاصره‌ي انبوه بوته‌هاي يك بيدستان جوان برپا ايستاده بود. چه گوشه‌ي دنجي! كافيست انسان روي نيمكتي بنشيند تا از انظار جهانيان، نهان شود فقط نگاه عنكبوتهاي آبي كه به سرعت برق بر سطح آب رودخانه، به اين سو و آن سو مي‌دوند، و نگاه ماهي‌هاست كه بر نيمكت نشينان مي‌افتد. مرد و زن جوان به چوب و قلاب و قوطي پر از كرم و ساير وسايل ماهيگيري مجهز بودند. هر دو نشستند و بدون اتلاف وقت، مشغول صيد شدند.