انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : يکي از همين روزها

از کتاب : .

نوشته : گابريل گارسيا مارکز

تاریخ انتشار : شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۱۵ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:543

تعداد دیده شده فایل :278

تعداد دانلود شده فایل :110

شروع شده با: دوشنبه با هواي گرم آغاز شد و خبري هم از باران نبود. آرليو اسکاور که دندانپزشک تجربي بود، صبح زود سر ساعت شش مطبش را باز کرد. چند دندان مصنوعي را که هنوز در قالب پلاستيکي بودند از کابينت شيشه‌اي برداشت و يک مشت ابزار را به ترتيب اندازه چنان روي ميز چيد که انگار به نمايش گذاشته است. پيراهن راه راه بدون يقه‌اي را که دکمه فلزي طلايي رنگي در بالا داشت پوشيد و بند شلوارش را بست. شق ‌و رق و استخواني بود و نگاهش هيچ تناسبي با شرايط محيط کارش نداشت و به نگاه مرده‌ها مي‌مانست.