انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : گلوي آهني

از کتاب : .

نوشته : ميخائيل بولگاکف

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:1139

تعداد دیده شده فایل :262

تعداد دانلود شده فایل :116

ناگهان تنها شده بودم. خودم را در محاصره‌ي تاريکي ماه نوامبر و بوران برف مي‌ديدم؛ خانه تا بام به زير برف فرو رفته بود و باد در بخاري‌هاي ديواري زوزه مي‌کشيد. تا آن هنگام، تمام عمر بيست و چهار ساله‌ام را در شهري بزرگ گذرانده بودم و فکر مي‌کردم که زوزه...