انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : عقده‌ي اُديپ من

از کتاب : .

نوشته : فرانک اوکانر

تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۵ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:2211

تعداد دیده شده فایل :238

تعداد دانلود شده فایل :105

پدرم در تمام مدت جنگ در ارتش بود، بنابراين، تا پنج سالگي زياد او را نمي‌ديدم و چيزي که مي‌ديدم نگرانم نمي‌کرد. گاهي از خواب بيدار مي‌شدم و مي‌ديدم مردي بلندبالا با لباس نظامي در نور شمع تماشايم مي‌کند. هر از چندگاهي صبح‌ زود صداي به هم خوردن در جلو و ...