انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : شب سهراب کشان

از کتاب : يوزپلنگاني که با من دويده‌اند

نوشته : بيژن نجدي

تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۸ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:1829

تعداد دیده شده فایل :223

تعداد دانلود شده فایل :101

پرده آنقدر بزرگ بود که سيد توانست آن را روي تپه بيرون از ميدان دهکده بين دو سپيدار آويزان کند. نخ‌هاي دو گوشه‌ي بالاي پرده را به شاخه‌ها گره زد و روي گوشه‌هاي پايين، دوقلوه سنگ گذاشت. باد آرامي که در دهکده و لاي درخت‌ها راه مي‌رفت نيمرخ نخ نما شده‌ي ...